هزاران سال قدمت تاریخی نشتیفان و تمدن کهن آن

هزاران سال قدمت تاریخی نشتیفان و تمدن کهن آن

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

باز مي بينم صدايم كوته ست


موجها خوابيده اند ، آرام و رام
طبل توفان از نوا افتاده است
چشمه هاي شعله ور خشكيده اند
آبها از آسيا افتاده است
در مزار آباد شهر بي تپش
واي جغدي هم نمي آيد به گوش
دردمندان بي خروش و بي فغان
خشمناكان بي فغان و بي خروش
آهها در سينه ها گم كرده راه
مرغكان سرشان به زير بالها
در سكوت جاودان مدفون شده ست
هر چه غوغا بود و قيل و قال ها
آبها از آسيا افتاد هاست
دارها برچيده خونها شسته اند
جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها
پشكبنهاي پليدي رسته اند
مشتهاي آسمانكوب قوي
وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
يا نهان سيلي زنان يا آشكار
كاسه ي پست گداييها شده ست
خانه خالي بود و خوان بي آب و نان
و آنچه بود ، آش دهن سوزي نبود
اين شب است ، آري ، شبي بس هولناك
ليك پشت تپه هم روزي نبود
باز ما مانديم و شهر بي تپش
و آنچه كفتار است و گرگ و روبه ست
گاه مي گويم فغاني بر كشم
باز مي بينم صدايم كوته ست
باز مي بينم كه پشت ميله ها
مادرم استاده ، با چشمان تر
ناله اش گم گشته در فريادها
گويدم گويي كه : من لالم ، تو كر
آخر انگشتي كند چون خامه اي
دست ديگر را بسان نامه اي
گويدم بنويس و راحت شو به رمز
تو عجب ديوانه و خودكامه اي
مكن سري بالا زنم ، چون ماكيان
ازپس نوشيدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
هر چه از آن گويد ، اين بيند جواب
گويد آخر ... پيرهاتان نيز ... هم
گويمش اما جوانان مانده اند
گويدم اينها دروغند و فريب
گويم آنها بس به گوشم خوانده اند
گويد اما خواهرت ، طفلت ، زنت... ؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
چشم هم اينجا دم از كوري زند
گوش كز حرف نخستين بود كر
گاه رفتن گويدم نوميدوار
و آخرين حرفش كه : اين جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود
و آخرين حرفم ستون است و فرج
مي شود چشمش پر از اشك و به خويش
مي دهد اميد ديدار مرا
من به اشكش خيره از اين سوي و باز
دزد مسكين برده سيگار مرا
آبها از آسيا افتاده ، ليك
باز ما مانديم و خوان اين و آن
ميهمان باده و افيون و بنگ
از عطاي دشمنان و دوستان
آبها از آسيا افتاده ، ليك
باز ما مانديم و عدل ايزدي
و آنچه گويي گويدم هر شب زنم
باز هم مست و تهي دست آمدي ؟
آن كه در خونش طلا بود و شرف
شانه اي بالا تكاند و جام زد
چتر پولادين ناپيدا به دست
رو به ساحلهاي ديگر گام زد
در شگفت از اين غبار بي سوار
خشمگين ، ما ناشريفان مانده ايم
آبها از آسيا افتاده ، ليك
باز ما با موج و توفان مانده ايم
هر كه آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب
زآن چه حاصل ، جز با دروغ و جز دروغ ؟
زين چه حاصل ، جز فريب و جز فريب ؟
باز مي گويند : فرداي دگر
صبر كن تا ديگري پيدا شود
كاوه اي پيدا نخواهد شد ، اميد
كاشكي اسكندري پيدا شود
----------------------------

مردنت به که مردم آزاری


درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد.حجاج یوسف را خبر کردند بخواندش و گفت : دعای خیری بر من کن ، گفت : خدایا جانش بستان گفت : از بهر خدای این چه دعاست ؟ گفت : این دعای خیرست ترا و جمله مسلمانان را
ای زبر دست زیر دست آزار------- گرم تا کی بماند این بازار به چه کار آیدت جهانداری-------- مردنت به که مردم آزاری
***
گلستان سعدی-حکایت

درس تاریخ


عاقبت حال جهان طور دیگر خواهد شد زبر و زیر یقین زیر و زبر خواهد شد این شب تیره اگر روز قیامت باشد آخر الامر بهر حال سحر خواهد شد درس تاریخ بمن مژده جانبخشی داد زور از بازوی سرمایه بدر خواهد شد دشمنان گر چه به جدیت و جهدند ولی جهد وجدیت این قوم هدر خواهد شد آید آنروز که ما نیز به مقصود رسیم وین خبر در همه آفاق سمر خواهد شد
***
اخوان ثالث

حرف حساب از شیخ بهائی


همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن---- -همه ساله حج نمودن سفر حجازکردن
زمد ینه تا به کعبه سر و پابرهنه رفتن -------دولب از برای لبیک به وظیفه با کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن ---------ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن---------ز وجود بی نیا زش طلب نیا ز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمرآ نقدر نبا شد--------که به روی نا امیدی در بسته بازکردن --------------
شیخ بهایی

درخت زرشک محصولات باغی نشتیفان


۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

بهاره بهاره بزار اشکات بباره تلافی این زجرو داداشی در میاره


پنجشنبه 19 فروردين 1389
زجرنامه‌ی يکی از شقايق‌های لِه‌شده‌ی ايران (قربانی تجاوز در زندان)، بهاره مقامی
نام من بهار است، بهار است و از گل می نويسم ، اما گلهای پر پر. از سبزه می نوسم و از جوانه، اما جوانه های له شده، در زير لگد مال نفرت، نفرت زشت خويان از زيبايی و از هر چه که زيباست، نفرت مزدوران از حق و حق خواهی و حق جويی. از نامرد می نويسم.

بيست و هشت ساله ام، نامم بهاره مقامی است و ديگر هيچ چيزی برايم باقی نمانده که بخواهم به اميد آن نامم را پنهان کنم. همه آنهايی که روزی برايم مهم بودند را از دست داده ام، اقوام و دوستان، آشنا و همسايه، همکار و هم قطار ، همه و همه را از دست داده ام. همه چيزم را نامردان نامردانه ربودند، زندگيم را. حال که جلای وطن کرده ام، می خواهم برای يک بار هم که شده، دردم را با کسی قسمت کنم. از همه دوستان ديگری هم که سرنوشت دردناکی چون من داشته اند می خواهم که بنويسند. بنويسند که بر آنها چه گذشته. اگر هم از بيم جان يا آبرو نمی توانند اسمشان را بگويند، با اسم مستعار بنويسند. بنويسند تا تاريخ بداند که بر نسل ما چه گذشت، بر نسل غم. تا آيندگانی که در آزادی در ايران زندگی خواهند کرد بدانند که اين آزادی به چه قيمتی به دست آمده، به بهای چه جانهای سوخته، چه اميدهای بر باد رفته، چه کمر های شکسته و زانوان خميده.

کمر پدرم شکست وقتی فهميد. خرد شد. مادرم يک شبه انگار صد سال پير شد. برادرم، برادرم که هنوز هم روی آنرا ندارم که به صورتش نگاه کنم، و او هم نگاهم نميکند تا مرا بيش از اين نيازارد. انگار مرديش را از او گرفتند وقتی فهميد. از مرد بودن خودش هم بيزار شد وقتی فهميد، که نامردهايی هستند که از مردی فقط نرينگی را دارند. ناموس و عنف و شرف و نجابت و عصمت و حيا برايشان بی معنيست. من معلم اول دبستان بودم، به غنچه های کشورم خواندن و نوشتن ياد می دادم، ياد می دادم "بابا آب داد"، "آن مرد می آيد"، "آن مرد نان دارد". مرد برايم آن نان آور مهربان بود. او که منتظر بودم بيايد. حال برايم چهره اش عوض شده، خشماگين و در هم کشيده از هوس کور، بوی تعفن عرقش يک لحظه هم از خاطرم نميرود. هميشه ترسم از اين است که بيايد، نيمه شبها با ترس آمدنش از خواب می پرم. با کوچکترين صدايی همه وجودم به لرزه می افتد و قلبم به تپش می افتد، مبادا بيايد؟ هر لحظه آماده فرارم، شبها را با چراغ روشن به روز می رسانم و روز ها را با اشک و آه به شب.

خانه مان در کارگر شمالی بود. با برادرم به سمت مسجد قبا رفته بوديم که دستگيرم کردند. زدند و بردند و داغان کردند، به قول حافظ همان طور که ترکان خوان يغما را. بعضی ها دستشان شکست، بعضی ها پايشان، بعضی ها کمرشان. بعضی ها هم مثل من روحشان، خرد و خمير شد. له شدم. انگار انسان بودنم از من گرفته شد. بهار بودم، مرده ام حالا، شقايق له شده ام.

از کسانی که اين نامه را می خوانند می خواهم، که اگر کسی را می شناسند که مثل من قربانی تجاوز نامردان شده، با او مهربانتر باشند، همدرد باشند. بدبختی من و امثال من اين است که در فرهنگ ما تجاوز فقط ضربه به يک فرد نيست، به کل خانواده يا حتی خاندان اوست. فردی که قربانی تجاوز شده دردش با گذشت زمان التيام نمی پذيرد، بلکه با هر نگاه پدرش داغش تازه می شود، با هر قطره اشک مادرش، قلبش از نو ميشکند. فاميل و دوست و همسايه که هيچ. همه با آدم قطع رابطه می کنند. خانه مان را مجبور شديم مفت بفروشيم و برويم به کرج. اما آنجا هم دوام نياورديم. مأموران که سريع آدرس خانه جديدمان را پيدا کردند. زير نظرمان داشتند. می آمدند سر کو چه مان می ايستادند، پدرم که رد می شد پوزخند می زدند. همه چيز را گذاشتيم و جلای وطن کرديم. پدر و مادرم سر پيری آواره کمپ پناهندگی شده اند. به جرأت می توانم بگويم که درد فرهنگی پس از تجاوز بارها و بارها بدتر و شديد تر از درد جسمی آن بود. خيلی ها وقتی که در مورد تجاوز می شنوند می خندند، قسم به هر چه که برايتان عزيز است، خنده دار نيست. رنج و عذاب يک خانواده ساده، بی آبرو شدن يک دختر يا پسر جوان، هتک حرمت از عشق خنده دار نيست. آنها که تجاوز می کردند می خنديدند، سه نفر بودند. هر سه ريشو و کثيف، بد لهجه و بد دهن. به همه فاميلم فحش می دادند، با اينکه خودشان ديدند باکره ام به من تهمت فاحشگی زدند و مجبورم کردند زيرش را امضا کنم. ديگر خجالت نمی کشم که اين را بگويم، برايم قبحش را از دست داده که هيچ به آن افتخار هم می کنم: گفتند جنده. گفتند جنده امضا کن. گفتم من معلمم. امضا نمی کنم. گفتند ما سه تا شاهد عادل داريم که ديده اند تو يک شب با سه نفر خوابيده ای. گفتم من هم بيش از سی تا شاهد دارم که معلمم، اگر حالا کارم به اينجا کشيده شده تقصير شماست. پوزخند زدند که خب برايت بد نشد، از حالا به بعد درآمدت کلی بالا می رود. ناموس برايشان تا اين حد بی معنا بود، نجابت تا اين حد پوچ. نديده بودند، نداشتند. همه زنها برايشان جنده بودند، زن که هيچ، به مرد ها هم رحم نمی کردند. انسان نبودند، در اثر کمبود و عقده، به جانوارن منحرفی تبديل شده بودند که جز به کثافت کشيدن همه زيباييها کاری بلد نبودند. می بينم مردم گاهی به خواهر و مادر اينها فحش ميدهند، اين جانورانی که من ديدم به خواهر و مادر خودشان هم رحم نمی کنند، خدا به داد آن بيچارگان برسد که بايد عمری را با اين درنده خويان بدصفت سر کنند. دندانهای جلويم شکست، شانه ام از جا در رفت، زنانگی ام ويران شد. می دانم که ديگر هيچ گاه قادر نخواهم بود مردی را دوست بدارم، هيچ گاه نخواهم توانست با مردی صميمی و نزديک باشم و به او اعتماد کنم. می دانم که سرزمينم مردان غيور درد آشنا هم زياد دارد، اما برای من ديگر مرد و نامرد يکی شده است. زندگيم ديگر به عنوان يک زن به پايان رسيده، انگار مرده متحرکی بيش نيستم. اما می نويسم، می نويسم تا زنده بودنم را پس بگيرم. می نويسم معلم بودم ، جنده شدم، حالا هم نويسنده ام. می نويسم بهار بودم، با اينکه خزان شدم حالا زيباترم. جنده زيبايم، بی آبروی محله مان شدم، معلم بی کلاس شدم، مسخره خاص و عام شدم، محکوم به تنهايی شدم، آغشته به کثافت ظالم شدم، گيسو بريده و شکسته دست و خونين چهره مزدوران جمهوری اسلامی شدم، پس افتخار می کنم که جنده آزاديم . می دانم که من تنها نيستم، صدايشان را ميشنيدم، در بند های مجاور، وقتی که مثل يک جسد بی جان و بی مصرف روی زمين افتاده بودم ميشنيدم که نامرديشان را بارها به نمايش گذاشتند. از همه هم دردانم ميخواهم که بنويسند، دردشان را هر جوری که می توانند فرياد بزنند، چون اين از همان دردهاييست که به قول هدايت مثل خوره روح آدم را ميخورد. بگذاريد بيرون بيايد، بگذاريد همه بدانند. بدانيد که تنها نيستيد، مثل من و شما بسيار است، ما همه در اين درد شريکيم.

اين زجر نامه طولانی تر از اين هاست، اما برای حالا آن را با يک حرف به پايان ميبرم، روی صحبتم با شخص آقای خامنه ايست: تو که خودت را پدر همه ملت ميدانی، من دختر ايران زمين بودم، پسران تو به من تجاوز کردند. تقاص عصمت من را چه کسی خواهد پرداخت؟

بهاره مقامی
فروردين ۸۹، آلمان

بیماری سرخجه و عوارض آن


سرخجه
دیدن دانه های سرخ بر روی بدن به خصوص در کودکان، همیشه باعث نگرانی والدین می شود. این دانه های سرخ علل گوناگونی دارند که برخی از آنها می تواند خطرناک هم باشد. یکی از این دانه ها که باید به آن توجه شود، دانه های سرخ بیماری سرخجه است. درست است که بهار فصل زیبایی هاست، اما فصل بیماری های ویروسی پوست نیز محسوب می شود که سرخجه یکی از آن هاست.
اول دانه هایی در پوست ظاهر می شود که با تب خفیف یک روزه(38 درجه سانتی گراد) همراه است. اگر نوجوان باشید ابتدا سردرد، تب خفیف، گلودرد، سرفه های ملایم، بزرگ و حساس شدن غدد لنفاوی پشت گوش و سر را تجربه می کنید که 3 تا 4 روز ادامه دارد. دانه زدن پوست شما با پیدایش نقاط قرمز رنگ روی صورت آغاز می شود. این دانه ها به سرعت به تنه و قسمت های دیگر بدن گسترش می یابند. این دانه های خارش دار طی مدت یک روز در سراسر بدن پخش می شوند. اما عمر آن ها بسیار کوتاه است و روز دوم از صورت محو شده و تا روز سوم در سراسر بدن به کلی از بین می روند. ممکن است غدد لنفاوی پشت گوش و سر تا هفته ها متورم باقی مانند، بدون این که حساسیت و دردی داشته باشند. اگر سن تان بیشتر هم باشد، گاهی پس از محو شدن دانه ها در صورت، درد مفاصل به خصوص درد زانو، مچ و آرنج را تجربه می کنید و ممکن است تا ده روز ادامه داشته باشند. اگر این علائم را داشتید به احتمال زیاد دچار سرخجه شده اید.

از کجا می آید؟

سرخجه یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. این بیماری می تواند باعث ایجاد ناهنجاری های مادرزادی وخیم در جنین خانم های بارداری گردد که در 4-3 ماه اول بارداری به آن مبتلا شده اند. این بیماری در همه سنین دیده می شود، ولی در کودکان شایع تر است. واکسیناسیون علیه این بیماری باعث شده است تا تعداد موارد آن به طور قابل توجهی کاهش یابد. سرخجه، سرخک آلمانی یا سرخک سه روزه نیز نام دارد، زیرا تب بیماری بعد از سه روز قطع می شود.

امان از هوای آلوده

اگر دو روز بعد از ملاقات با کودکی شنیدید که او سرخجه گرفته منتظر باشید که نوبت شما هم برسد. سرخجه از طریق هوای آلوده به ویروس بیماری زا منتقل می شود، چرا که هوای اتاق به طور معمول با ترشحات ریز و قطره های کوچک حلق و بینی فرد بیمار آلوده شده است. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم دوره واگیر بیماری از هفت روز پیش از بروز علائم و ضایعات پوستی تا پنج روز پس از بروز علائم بیماری به طول می انجامد. خیلی زود منتظر بروز بیماری نباشید، زیرا دوره نهفتگی بیماری بین 17-14 روز می باشد و حتی ممکن است تا 21 روز طول بکشد؛ یعنی به طور متوسط 3- 2 هفته پس از تماس با فرد بیمار و یا ترشحات حلق و بینی وی، علائم بیماری در شما آشکار می شود. ویروس سرخجه در تمامی طول سال وجود دارد، اما انتشار آن در فصل های زمستان و بهار بیشتر است. واکسیناسیون ناقص، زندگی در مکان های عمومی مانند مدارس یا مهدکودک ها و ضعف دستگاه ایمنی ناشی از بیماری ها یا دارو موجب افزایش احتمال ابتلا به این بیماری می شود.

تشخیص اشتباه

اگر در روزهای نخست، پزشک شما در تشخیص خود تردید داشت زیاد خرده نگیرید، زیرا سرخجه از نظر علائم ظاهری شبیه به بیماری های سرخک، مخملک تعداد زیادی از عفونت های پوستی و مونو نوکلئوز عفونی است و به تبع آن، تشخیص دشوار می شود.
در حقیقت تشخیص بالینی سرخجه در اغلب مواقع درست انجام نمی شود. در موارد حاد بیماری، تنها با کمک آزمایشگاه می توان بیماری را تشخیص داد. تشخیص بیماری بر اساس افزایش پادتن های اختصای ضدویروس سرخجه در دو بار آزمایش تایید می شود. در فاصله 2-1 هفته پس از ظهور ضایعات پوستی، می توان ویروس را از ترشحات گلوی بیمار جدا کرد.
خون، ادرار و مدفوع بیمار می تواند حاوی ویروس باشد، اما جدا کردن ویروس بسیار وقت گیر بوده و به 14 -10 روز وقت احتیاج دارد. برای تشخیص سرخجه ی مادرزادی، در نوزاد تازه متولد شده می توان خون بیمار را مورد آزمایش قرار داد و در صورت وجود آنتی بادی اختصاصی ضدویروس سرخجه در یک نمونه خون، بیماری را تشخیص داد.

یک بار امتحان کافیه!

هر فرد با یک بار مبتلا شدن به بیماری سرخجه، برای تمام عمر نسبت به این بیماری مصونیت می یابد. کسانی که پس از یک سالگی نیز از واکسن سرخجه استفاده کرده باشند، مصونیت دائمی پیدا می کنند.
نوزادانی که مادران شان به سرخجه ایمنی دارند، به طور معمول پادتن های مادری را 9-6 ماه پس از تولد، در خون خود دارند و علیه سرخجه مصون هستند.
این بیماری بر خلاف ظاهر پر سر و صدای خود، معمولاً به درمان نیاز ندارد. پزشکان معمولاً استراحت و افزایش مصرف مایعات را توصیه می کنند. ممکن است برای ناراحتی خفیف مصرف داروهای بدون نسخه نظیر استامینوفن کافی باشد. افراد زیر 18 سال نباید از آسپرین استفاده کنند. تحقیقات نشان داده که در کودکان، بین مصرف آسپیرین در بیماری های ویروسی و بروز نوعی ناراحتی مغزی به نام"سندرم ری" (Ray Syndrome) (1) ارتباط وجود دارد.
به بیمار توصیه می شود با بر طرف شدن تب، از بستر بیرون نیاید و تا روز بعد از برطرف شدن بثورات پوستی، فعالیت های خود را محدود کند و تا یک هفته پس از ناپدید شدن بثورات از تماس با دیگران خودداری کند.
بهترین روش پیشگیری از سرخجه، واکسن است. اکنون کودکان در ایران علیه سرخجه واکسینه می شوند. این واکسیناسیون حدوداً در 15-12 ماهگی انجام شده و نوبت یادآور آن در سنین 6-5 سالگی یا 15-11 سالگی ترزیق می شود.
بسیاری از جوانان و نوجوانان تصور می کنند که نسبت به بیماری سرخجه مصونیت دارند، حال آن که به یاد نمی آورند در دوران کودکی به این بیماری مبتلا شده اند و یا واکسن آن را تزریق کرده اند یا خیر؟ اما دانستن این مطلب به خصوص برای خانم های باردار بسیار اهمیت دارد.
خانم های غیر باردار در سنین باروری، اگر قبلاً به این بیماری مبتلا نشده باشند یا واکسن آن را دریافت نکرده باشند، باید علیه این بیماری واکسینه شوند(البته تا سه ماه پس از دریافت واکسن نباید حامله شوند).
خانم های جوان اگر در مورد واکسینه یا مبتلا شدن به سرخجه در دوران کودکی خود شک دارند باید آزمایش خون بدهند تا مشخص شود که آیا در خون آن ها پادتنی علیه سرخجه وجود دارد یا خیر؟ چنانچه پادتنی پیدا نشد، باید در اولین فرصت، خود را واکسینه کنند.
به خانم های بارداری که در تماس با بیمار مبتلا به سرخجه بوده اند و قبلاً مبتلا نشده یا واکسن دریافت نکرده اند، باید گاماگلوبولین (پادتن) تزریق شود. اگر گاماگلوبولین بدون تأخیر پس از تماس با فرد آلوده تزریق شود، ممکن است از بروز بیماری پیشگیری کرده یا شدت آن را کاهش دهد.
پی نوشت:
(1) سندرم رای معمولا کودکان و نوجوانانی را گرفتار می کند که در حال بهبودی از یک بیماری عفونی(اغلب آنفلوآنزا و آبله مرغان) می باشند. کودکان 5 تا 15 ساله بیشتر در معرض خطر  قرار دارند.
دکتر علی اخوان بهبهانی

*مطالب مرتبط:

آبله مرغان
اوریون
سیاه سرفه چیست؟

نشتیفان فقدان هنرمندان نو رفته به دیار حق را به هنر دوستان واقارب و وابستگانشان تسلیت میگوید


کیومرث ملک مطیعی
آقای ملک مطیعی در ایفای نقش های کمدی تخصص داشت
کیومرث ملک مطیعی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون امروز شنبه 21 فروردین (10 آوریل) در سن 74 سالگی در بیمارستان دکتر شریعتی تهران به دلیل ایست قلبی در گذشت.
آقای ملک مطیعی که متولد انزلی بود، در دهه 1330 در شهر رشت به بازی در تئاتر پرداخت و بعد از ان در دهه پنجاه وارد سینما شد.
این بازیگر سینما در نزدیک به 50 فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد ولی آنچه در سالهای اخیر به شهرتش افزود حضور وی در مجموعه های تلویزیونی شب هزار و یکم، زیر آسمان شهر و مدرسه ما بود.
در کارنامه بازیگری چهار دهه اخیر آقای ملک مطعیی فیلم های متنوعی دیده می شود و وی در این مدت هیچگاه فعالیت هنری را ترک نکرد. وی بازی در فیلم هایی نظیر شهر شراب، ماهی ها در خاک می میرند، کلاغ، نفس بریده و فریاد زیر آب را در کارنامه خود دارد که مربوط به سالهای قبل از انقلاب است و آخرین فیلم هایی هم که وی در آنها نقش بازی کرده حلقه های ازدواج و گل بارون است که مربوط به سال گذشته است.
از دیگر فیلم هایی این بازیگر می توان به تفنگ شکسته، مهمانی خصوصی، معما، ترن، جنگلبان، الو الو من جوجه ام، آوای دریا، عروس فراری و خروس جنگی اشاره کرد.
آقای ملک مطیعی سومین هنرمند پیشکوتی است که در فاصله یک هفته گذشته از دنیا رفته است. رضا کرم رضایی و محمود بنفشه خواه نیز در روزهای بعد از تعطیلات نوروزی درگذشتند.
رضا کرم‌ رضایی، بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران، در روز چهاردهم فروردین بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت و محمود بنفشه خواه بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون نیز روز هجدهم فروردین بر اثر ایست قلبی در گذشت.

درس سلامت



برای رشد سریع تر مو ، جلوگیری از ریزش مو ، این نوشیدنی را میل کنید ...


یك متخصص تغذیه گفت: ماءالشعیر حاوی ویتامین‌های گروه B است كه مصرف آن برای رشد مو و جلوگیری از ریزش آن مفید است.
مرتضی صفوی افزود: ماءالشعیر دارای چند نوع تركیب مختلف از جمله ساكارز، گلوكز، مالتوز و ویتامین C، ویتامین‌های گروه B، اسیدهای آلی، انواع آمینواسیدها، املاح، اسید نوكلئیك و آب گازدار است.
وی گفت: ته مزه تلخ ماءالشعیر مربوط به ماده رازك است، با خاصیت آنتی‌بیوتیكی كه به پایداری ماءالشعیر كمك می‌كند و عصاره رازك خواص طبی زیادی دارد از جمله موجب دفع سنگ كلیه می‌شود، مدر و ضد‌عفونی‌كننده دستگاه گوارش و دستگاه تنفس است.
این متخصص تغذیه افزود: ویتامین‌های گروه B و آمینواسیدهای موجود در ماءالشعیر برای پوست و مو بسیار مفید هستند و برای رشد مو و جلوگیری از ریزش آن می‌تواند ‌ مفید باشد.
صفوی گفت: ویتامین‌های گروه B محلول در آب هستند و براحتی وارد فاز آبی ماءالشعیر در حین جوشش می‌شوند كه در سنتز میانجی‌های عصبی نقش مهمی دارند، باعث رفع استرس و بسیاری از اختلالات عصبی دیگر می‌شوند.

خزانه نهال گل نشتیفان


محصولات زراعی گشنیز و خزانه نهال نشتیفان

محصولات زراعی نشتیفان


سیر مرغوب از محصولات زراعی نشتیفان


بازیهای تام وجری ایران و امریکا


آمریکا: ایران مقاصد 'پلید' هسته ای دارد

محمود احمدی نژاد
مقام های ایران در حالی خبر از توسعه برنامه غنی سازی می دهند که شورای امنیت برای اعمال تحریم های بیشتر آماده می شود
وزارت خارجه آمریکا می گوید رونمایی ایران از نمونه نسل سوم سانتریفیوژها برای غنی سازی اورانیم حاکی از "مقاصد پلید" اتمی تهران است.
فیلیپ کراولی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز جمعه گفت: "اگر ایران می خواهد جامعه جهانی گفته هایش را باور کند که در برنامه های اتمی خود اهداف صلح آمیز دارد دیگر نیازی به نسل سوم و یا سانتریفیوژ سریعتر ندارد."
کراولی گفت بر اساس اظهارات مقام های ایرانی در هنگام رونمایی از سانتریفیوژ جدید "باید نتیجه بگیریم که ایران در برنامه های اتمی خود مقاصد پلیدی دارد."
وی افزود به همین دلیل است که آمریکا به همکاری خود با جامعه جهانی برای اقدامات بیشتر علیه ایران ادامه می دهد.
فیلیپ کراولی گفت باید به ایران نشان داد که "کوتاهی در تعهداتش" تبعاتی در پی خواهد داشت.
بریتانیا نیز نسبت به تحولات اتمی ایران ابراز "نگرانی عمیق" کرده است.
سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا گفت: "ما نسبت به برنامه های اتمی ایران و کوتاهی (این کشور) در اطمینان دادن به جامعه جهانی مبنی بر صلح آمیز بودن مقاصدش نگرانی عمیقی داریم."
وی افزود: "پنج قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که ایران را ملزم به تعلیق برنامه غنی سازی و روشن کردن مقاصد اتمی اش می کند، البته استفاده از این نوع فناوری را ممنوع کرده است."
دولت ایران می گوید که موفق به طراحی نخستین نمونه از سانتریفیوژهای هسته ای نسل سوم شده است که حدود پنج یا شش برابر ماشین های نسل اول کارآیی دارد.
مقامات ایران روز جمعه در مراسمی که آن را چهارمین جشن ملی هسته ای نامیدند، از نمونه ای از نسل سوم سانتریفیوژها و آنچه که نمونه سوخت مجازی رآکتور تهران نامیدند، رونمایی کردند.
علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در این مراسم در باره طراحی نسل سوم ماشین های سانتریفیوژ در سازمان انرژی اتمی ایران گفت: "این ماشین ها آزمایش های مکانیکی خود را با موفقیت به پایان رسانده اند."
مقام های ایران در حالی خبر از توسعه برنامه غنی سازی می دهند که شورای امنیت برای اعمال تحریم های بیشتر آماده می شود.

اوباما: حملات لفظی احمدی‌نژاد را جدی نمی گیرم

باراک اوباما
آقای اوباما گفت که اتحادی بی سابقه علیه برنامه اتمی ایران در جهان به وجود آمده است
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا حملات لفظی اخیر رئیس جمهوری ایران علیه خود را "توهین آمیز" خواند، اما از پاسخ دادن به آن خودداری کرد.
آقای اوباما که روز جمعه ۲۰ فروردین (۹ آوریل) با برنامه "صبح به خیر آمریکا" از شبکه تلویزیونی ای بی سی نیوز گفت و گو می کرد، با این سئوال مواجه شد که در مقابل حملات شخصی محمود احمدی نژاد چه پاسخی دارد؟
مجری برنامه، ترجمه انگلیسی آن بخش از سخنان اخیر آقای احمدی نژاد را عینا برای آقای اوباما نقل کرد که او در آن شبیه به گاوچران ها و شخصی آماتور و بی تجربه توصیف می شد که باید صبر کند تا عرقش خشک شود و تجربه پیدا کند.
آقای اوباما در پاسخ گفت که رئیس جمهوری ایران به گفتن سخنان "غیر سازنده و بسیار توهین آمیز" معروف است، بنابراین او این حرف ها را جدی نمی گیرد.
سخنان مورد اشاره را آقای احمدی نژاد روز چهارشنبه و در واکنش به اعلام استراتژی جدید آمریکا در مورد استفاده از سلاح های اتمی ایراد کرده بود.
بر اساس این استراتژی، آقای اوباما اعلام کرده بود که آمریکا هرگز از بمب اتمی علیه کشورهایی که قدرت اتمی نیستند و به پیمان ان پی تی پایبندند، استفاده نخواهد کرد، اما ایران و کره شمالی را از این امر مستثنی دانست.
مقامات ایران این موضع گیری را نوعی تهدید نظامی تلقی کردند و پاسخ های تندی به آن دادند.
از جمله آقای احمدی نژاد خطاب به رئیس جمهوری آمریکا گفت: "بدان که گنده تر از تو و گردن کلفت تر از تو هم نتوانستند از این غلط ها بکنند. تو که جای خود داری."
اکنون آقای اوباما در واکنش به این سخنان گفته است: "این حرف ها را جدی نمی گیرم، آنچه جدی می گیرم این حقیقت است که اگر ما در اعمال فشار بین المللی ثابت قدم و پیگیر باشیم، حکومت ایران، که حکومت بی خردی نیست و اوضاع جهان را به دقت زیر نظر دارد، به مرور زمان تحلیل های متفاوتی از این موضوع پیدا خواهند کرد که آیا دنبال کردن برنامه ساخت سلاح اتمی برایش مفید است یا خیر".
او با اشاره به دیدار اخیرش با رئیس جمهوری روسیه و ابراز موافقت دیمیتری مدودف با اعمال تحریم های سختگیرانه تر علیه ایران، گفت که چنین چیزی یک سال پیش قابل تصور نبود.
آقای اوباما افزود که "اتحاد بین المللی" به شکلی که در حال حاضر در مورد برنامه اتمی ایران وجود دارد، در گذشته هرگز وجود نداشت.

از هیاهو تا واقعیت.....


دولت ایران می گوید که موفق به طراحی نخستین نمونه از سانتریفیوژهای هسته ای نسل سوم شده است که حدود پنج یا شش برابر دستگاه های نسل اول کارایی دارد.
مقام های ایران روز جمعه ۲۰ فروردین (۹ آوریل) در مراسمی که آن را چهارمین جشن ملی هسته ای نامیدند، از نمونه ای از نسل سوم سانتریفیوژها و آن چه که آن را نمونه سوخت مجازی رآکتور تهران نامیدند، رونمایی کردند.
علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در این مراسم در باره طراحی نسل سوم ماشین های سانتریفیوژ در سازمان انرژی اتمی ایران گفت: "این ماشین ها آزمایش های مکانیکی خود را با موفقیت به پایان رسانده اند."
او نکته مهم این نسل از ماشین های سانتریفیوژ را دستیابی به قطر ۲۰۰ میلیمتر عنوان کرد و گفت که علاوه بر افزایش توان جداسازی، مقدار تولید در واحد زمان هم با استفاده از این ماشین ها افزایش خواهد یافت.
آمریکا تحولات جدید هسته ای در ایران را به شدت محکوم کرده است.
پی جی کراولی، سخنگوی وزارت امورخارجه ایالات متحده تولید سانتریفیوژ نسل سوم در ایران را برخلاف ادعای این کشور درباره صلح آمیز بودن برنامه اتمی آن دانست.
آقای کراولی گفت: "اگر ایران می خواهد جامعه بین المللی آن چه را که درباره صلح آمیز بودن اهداف هسته ای خود می گوید باور کند، دیگر نیازی به سانتریفیوژ نسل سوم یا سریع تر ندارد."
خبر دستیابی به این فناوری در حالی منتشر می شود که کشورهای غربی برای وادار ساختن ایران به پذیرش خواست شورای امنیت سازمان ملل برای توقف غنی سازی اورانیوم، در صدد تشدید تحریم های بین المللی علیه این کشور هستند.

تولید سوخت نیروگاه های تازه بدون احداث تأسیسات غنی سازی جدید

علی اکبر صالحی گفت به دستور رئیس جمهور ایران و در پی عدم همکاری بین المللی و به دلیل ضرورت تامین مواد اولیه برای سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران (یعنی اورانیوم با غنای ۲۰ درصد) یک زنجیره در کارخانه غنی سازی نیمه صنعتی نطنز برای این منظور آماده سازی و راه اندازی شده است.
او همچنین از پیشرفت کار در نیروگاه اتمی بوشهر خبر داد و اعلام کرد که تولید برق در این نیروگاه تابستان سال جاری آغاز خواهد شد.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران هم در این مراسم اعلام کرد که قرار است بدون احداث تاسیسات جدید، سوخت ۶ نیروگاه در تاسیسات هسته ای نطنز تولید شود.
او در ادامه سخنانش گفت :"شاید ما تنها کشوری باشیم که از نقطه صفر تا پایان این راه را در اختیار داریم."
محمود احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنانش گفت که همانطور که بارها اعلام کرده با خلع سلاح اتمی موافق است اما "اگر بخواهیم خلع سلاح را به کسانی بسپاریم که خود بمب اتم دارند مانند این است که امنیت یک شهر را به دست دزد ها بدهیم تا به راحتی تمام اموال را غارت کنند."
رضا تقی زاده، کارشناس انرژی در این باره به بی بی سی فارسی گفت که آقای احمدی نژاد در زمانی که فشارهای بین المللی علیه ایران بیش ازهر زمان دیگری است، با اعلام این خبر تازه بازهم نشان داد که بی اعتنا به این فشار ها راه خود را ادامه می دهد.
او درباره نتیجه این نوع خبرها برای مردم ایران گفت که مردم ایران از تحریم هایی که ناشی از پیگیری برنامه اتمی است، زیان های اقتصادی متعددی را متحمل شده اند.
او گفت: "نکته این است که هنوز رویای استفاده از برق اتمی که باید با سوخت روسی و رآکتور روسی به دست مردم برسد، به علت تحریم ها، چندین سال است که عقب افتاده است."

نمونه خزانه و تولید نهال نشتیفان


چرا چرا است!!؟؟




www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

چــرا، برای یه آدرس اینترنتی به جای یك دبیلیو، سه تا دبیلیو قرار دادند؟!

چــرا، ساعتها در صف دریافت چند پاكت شیرسوبسیدی می ایستیم، آنهم با تفاوت قیمتی ناچیز با شیر آزاد، ولی تحمل یك ثانیه دیر حركت كردن راننده جلویمان را پشت چراغ راهنمایی نداریم؟!

چــرا، در رستوران برای پرداخت صورت حساب بشدت تعارف می كنیم تا جایی كه ممكن است كار به نزاع بكشد، ولی در اولین فرصت میهمانمان را متهم به گدا صفتی می كنیم؟!

چــرا، غربی ها سالها تلاش می كنند و خودرو طراحی می كنند، ولی ما آنرا، با حذف تعدادی از امکانات و تجهیزات جانبی، ساده میسازیم و می فروشیم؟!

چــرا، غربی ها به قانون احترام می گذارند، ولی ما از قانون می گریزیم؟!

چــرا، در غرب هنگامی كه مدارس تعطیل میشوند دانش آموزان ناراحت می شوند، اما در ایران دانش آموزان از شادی كیف هایشان را به هوا پرت می كنند؟!

چــرا، غربی ها به دانشگاه می روند تا دانش بیاموزند، ولی ما میرویم كه مدرك بگیریم؟!

چــرا، غربی ها كارها را به شیوه علمی انجام میدهند، اما ما به شیوه استاد كاری و كدخدا منشی؟!

چــرا، در ایران فارغ التحصیلان مدیریت و علوم سیاسی غالبا" بیكارند، اما در عوض سیاستمداران و مدیران كشور همه پزشك، مهندس، روحانی و یا بنحوی كارشناسان رشته های دیگرند؟!

چــرا، آخرین ورژن نرم افزارها را بلافاصله روی رایانه هایمان نصب می كنیم ولی هرگز به دنبال استفاده از آن قابلیت جدید نیستیم؟!

چــرا، غربی ها خدمت نظام وظیفه را امری ملی و مقدس می دانند، ولی ما آنرا زور گویی تا جائیکه در قدیم عوام به خدمت نظام وظیفه می گفتند "اجباری"؟!

چــرا، اگر كسی به "ناموسمان" نگاهی چپ بیندازد می خواهیم شكمش را پاره كنیم، اما براحتی ناموس دیگران را ورانداز میكنیم؟!

چــرا، از قالب كردن اجناس قلابی و مواد فاسد به دیگران لذت می بریم؟!

چــرا، غالبا" تخیل را به تفكر ترجیح می دهیم؟!

چــرا، معمولا به دستور پزشك تمام دارویمان را مصرف نمی كنیم و به مجردی كه "احساس" بهبودی كردیم مصرف دارو را قطع می كنیم؟!

چــرا، جراحان ایران بر خلاف تعرفه های رسمی مبلغ كلانی از بیمار جداگانه دریافت می كنند؟!

چــرا، تقریبا" پنجاه سال است كه تیراژ كتاب های غیر درسی در ایران بین 2000 تا 3500 باقیمانده است. راستی مگر جمعیت ایران در این مدت ثابت بوده است؟!

چــرا، اكثر تعمیرگاه ها و مغازه دارها پیاده رو و خیابان را محل كسب و كار خود می دانند و مامور شهرداری هم مدام بدنبال جریمه برای "سد معبر" است؟!

چــرا، بخشی از فضای منزل را به مبل و میز نهار خوری اختصاص میدهیم ولی روی زمین می نشینیم و توی سفره غذا می خوریم؟!

چــرا، سالها اشیاء دست دوم منزل را در انبار نگه می داریم و از آنها استفاده نمی كنیم، ولی حاضر به بخشیدن آن به افراد مستحق نیستیم؟!

چــرا، در هر شرایطی منافع شخصی را به منافع جمع ترجیح میدهیم؟!

چــرا، یك عمر از ترس نداری با فلاکت زندگی می كنیم؟!

چــرا، برآیند كار دو نفر همیشه كمتر از دو است؟!

چــرا، بسیاری از مردم وقتی دستگاهی را می خرند قبل از خواندن دستور كاربری آن، آنرا روشن و با سعی و خطا سعی می كنند طرز كار آنرا یاد بگیرند و انگار مشغول "كشف" طرز كار آن هستند؟!

چــرا، با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم؟!

چــرا، اگر پزشكی به ما داروی زیاد ندهد یا اگر هیچ دارویی ندهد، می گوییم بی سواد است و دیگر به او مراجعه نمی كنیم؟!

چــرا، هر كجا صف است فكر می كنیم خیرات است؟!

چــرا، فكر می كنیم مالیات پول زور است، ولی هنگامی كه خودرو ما به چاله های خیابان می افتد به دولت ناسزا می گوییم؟!

چــرا، هنگامی كه پلیس ما را جریمه می كند او را نامرد خطاب می كنیم، ولی رانندگان متخلف دیگر را ناسزا گفته و سراغ پلیس را می گیریم؟!

چــرا، بسیاری از مردم به هنگام گردشگری دوست دارند میوه های روی درخت باغ های دیگران را بچینند، در حالیكه مقدار زیادی میوه همراه خود دارند؟!

چــرا، به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم؟!

چــرا، حجم غذا برای اغلب ایرانی ها مهم تر از كیفیت آن است؟!

چــرا، ده ها سال است كه در آشپزی ایرانی تحولی پیدا نشده؟!

چــرا، بیشتر نواقص را می بینیم، ولی در رفع نواقص ناتوانیم؟!

چــرا، در میهمانی ها، ظاهر سازی جای واقعیت را می گیرد؟!

چــرا، منافع زود گذر را به منافع پایداری كه دیرتر بدست آید ترجیح می دهیم؟!

چــرا، در هر كاری اظهار فضل می كنیم و از گفتن نمی دانم شرم داریم؟!

چــرا، كلمه "من" را بیش از "ما" بكار می بریم؟!

چــرا، در شهرها خسارتی كه چاله ها و دست اندازها به خودروها وارد میكنند چند هزار برابر هزینه رفع آنها است ولی مدتها آنها را بحال خود رها می كنند؟!

چــرا، دریچه نگهداری خطوط تلفن، پنجره های فاضلاب و امثالهم همیشه یا پائین تر و یا بالاتر از سطح آسفالت خیابان است؟!

چــرا، غالبا" مهارت را به دانش ترجیح میدهیم؟!

چــرا، بیشتر در گذشته بسر میبریم تا جایی كه آینده را فراموش می كنیم؟!

چــرا، عقب افتادگیمان را بگردن كشورهای قدرتمند و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم؟!

چــرا، دائما" دیگران را نصیحت می كنیم، ولی خودمان به آنها عمل نمی كنیم؟!

چــرا، هنگامیكه به هدفمان نمی رسیم آنرا به حساب نصیب و قسمت یا سرنوشت و بدبیاری می گذاریم ولی هرگز به تجزیه و تحلیل علل آن نمی پردازیم؟!

چــرا، همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه نود می گیریم؟!

چــرا، در ایران موتورسیكلت خودرو خانوادگی است و می شود تا شش نفر هم سوار آن بشوند؟!

چــرا، تقریبا" تمام اختراع ها و اكتشاف های دنیا بدست غربی ها انجام شده است، ولی ما در آن سهمی نداریم؟!

چــرا، هنر در ایران در حدی بسیار سطحی باقی مانده و به ساحت زیبائی شناسی ارتقاء نیافته است، ولی در غرب زیبائی شناسی خود دانشی عظیم شده و در طیفی وسیع رشد كرده است؟!

چــرا، با وجود اینكه می دانیم اغلب برندگان جوایز المپیاد های دانش سر از خارج در می آورند ولی كاری نمی كنیم و همچنان به برنده شدن افتخار می كنیم؟!

چــرا، اعداد، علم جبر، باروت و شاید خیلی چیزهای دیگر را ما شرقی ها خلق كردیم، ولی غربی ها استفاده وسیعی كردند، و ما در همان ابتدای كار ماندیم؟!

چــرا، غربی ها سالها تلاش می كنند و نرم افزار تهیه می كنند ولی ما حاضر بخرید رسمی آن نیستیم و در عوض قفل آنرا می شكنیم و به این كار خود افتخار هم میكنیم؟!

چــرا، در ایران به مجردی كه كمی برف می آید بلافاصله مدارس تعطیل می گردد، حتما" در كانادا، روسیه و كشور سوئد مدارس بیشتر سال تعطیل است؟!

چــرا، کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟!

چــرا، وقتی داماد می رقصه بهش پول می دن؟ مگه داماد رقاصه؟!

چــرا، وقتی یکی میمیره مشکی می پوشن؟ چــرا، نارنجی نمی پوشن؟ اگه مشکی رنگ غمه چــرا، اینهمه استفاده میشه؟!

چــرا، موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟!

چــرا، مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟!

چــرا، مردها هرزگی رو دوست دارن؟!

چــرا، وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟!

چــرا، گرانترین ظروف منزل را برای نمایش در ویترین می گذاریم و هرگز از آنها استفاده نمی كنیم؟!

چــرا، ما اساسا" قادر به تئوریزاسیون پدیدارها نیستیم و طریقه كشف قانونمندی های طبیعت را نمی دانیم، ولی غربی ها بنیاد تفكرشان بر این اساس شكل گرفته است؟!

چــرا، یك ایرانی در كانادا یا آمریكا به سرعت پیشرفت می كند، ولی هموطنان او در ایران در حال درجا زدن هستند؟!

چــرا، غربی ها اطلاعات متعارف خود را روی شبكه اینترنت در دسترس عموم قرار می دهند، ولی ما آنها را برداشته و از همكارمان پنهان میكنیم؟!

چــرا، به مرده هایمان بیش از زنده هایمان احترام می گذاریم؟!

چــرا، مهم ترین اكتشافات باستانی ما بدست غربی ها انجام گرفته است؟!

چــرا، غربی ها ما را بهتر از خودمان می شناسند؟!

چــرا، معماری ساختمان هایمان از داخل دل می برند و از بیرون زهره؟!

چــرا، اگر بهترین سیستم تهویه را در محل كارمان داشته باشیم و بیرون از ساختمان هوا بشدت آلوده باشد، باز پنجره اطاق كارمان را باز میكنیم؟!

چــرا، در ایران كوزه گر از كوزه شكسته آب می خورد؟!

چــرا، به مراسم عزاداری بدون دعوت می رویم، ولی برای مراسم عروسی باید دعوتمان كنند؟!

چــرا، در ایران اغلب خانم ها یك لباس را دو بار در مهمانی تكرار شده ای نمی پوشند؟!

چــرا، در ایران اغلب خانم ها پول خرج كردن شوهرشان را برای آنها، دلیل علاقه می دانند؟!

چــرا، در ایران اغلب خانم ها به هنگام راه رفتن در محل های عمومی رفتار طبیعی ندارند و طوری وانمود می كنند كه همه نگاه ها متوجه آنها است؟!

چــرا، اغلب خانم های ایرانی اضافه وزن دارند، ولی در مهمانی ها تظاهر به رژیم لاغری می كنند؟!

چــرا، در غرب دختران جوان آرایش نمی كنند و آرایش خاص پیر زنها است، ولی در ایران عكس این جریان دارد؟!

چــرا، در غرب كارمندان بعد از بازنشستگی به گشت و گذار می پردازند، ولی در ایران گوشه نشین و افسرده می شوند؟!

چــرا، در ایران، خودروهای چهل پنجاه سال پیش را استفاده می كنند، ولی در غرب هر خودرو بعد از معمولا" پنج سال به قبرستان می رود؟!

چــرا، صبر می كنیم تا وسیله مورد استفاده مان خراب شود بعد به فكر رفع نقص آن می افتیم، در حالیكه در دستورالعمل نگهداری آن قید شده كه بعد از گذشت زمان معینی باید مورد بازدید قرار بگیرد؟!

چــرا، فكر میكنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه مان بیمه می كنیم؟!

چــرا، عده ای جنس ارزان و با كیفیت پایین را به جنس گران و با كیفیت بالا ترجیح می دهند؟!

چــرا، به هنگام مدیریت در سازمانی زور را به درایت ترجیح می دهیم؟!

چــرا، پزشک های ما مدارك تحصیلی خود را قاب می كنند و در مطب روی دیوار در معرض دید عموم قرار می دهند؟!

چــرا، وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع كنیم؟!

چــرا، در اغلب خانواده ها فرزندان باید از والدین "حساب" ببرند، به جای اینكه به آنها احترام بگذارند؟!

چــرا، می گوئیم مرغ همسایه غاز است؟!

چــرا، انتقاد پذیر نیستیم و فكر می كنیم كسی كه عیب ما را به ما بگوید بدخواه ما است؟!

چــرا، چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم؟!

چــرا، فرصت و تحمل شنیدن دو کلمه حرف حساب را نداریم؟!

چــرا، بارون که میاد، ترافیک میشه؟!

چــرا، تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟!

چــرا، به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟!

چــرا، از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟!

چــرا، از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟!

چــرا، تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟!

چــرا، قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟!

چــرا، بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟!

چــرا، همه دوست دارن از این کشور برن؟!

چــرا، اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟!

چــرا، روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟!

چــرا، مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟!

چــرا، جوونا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟!

چــرا، اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟!

چــرا، باجناقها هیچوقت از همدیگه خوششون نمیاد؟!

چــرا، زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟!

چــرا، پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟!

چــرا، مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟!

چــرا، وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟!

چــرا، تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟!

چــرا، وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟!

چــرا، بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟!

چــرا، بیدار شدن از خواب تو یه صبح ابری یا بارونی براشون خیلی سخته؟!

چــرا، واسه مهاجرت دنبال یه جای خوش آب و هوا می گردن؟!

چــرا، قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟!

چــرا، اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟!

چــرا، نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟!

چــرا، ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟!

چــرا، خانم ها لوازم آرایش رو روی شصتشون تست میکنن و مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟!

چــرا، خانم ها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟!

چــرا، مردها فرق آرایش 50 هزارتومنی با آرایش 1.5میلیون تومنی رو نمیفهمن؟!

چــرا، قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟!

چــرا، تو اتوبان دست انداز میذارن؟!

چــرا، کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟!

چــرا، سر سفره عقد عروس خانم دفعه سوم میگه بله؟!

چــرا، آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟!

چــرا، راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟!

چــرا، با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟!

راستی چرا از این همه چرا که اینجا مطرح شد، خسته نشدید؟!

این آب چرا در نشتیفان هرز میرود!!؟؟

آب آبادانی است!!؟ولی درین مکان چشمه ای از خرابه ای جاری و پس از طی چند کیلومتر آلودگی مسیر هرز و ناپدید میگردد
آب چشمه بازه که در عکس مشاهده مینمایید در تمام سال هرز میرود ومن با  یکی ازمالکان آن هم گفتگو نموده که می گفت خیلی هم مورد نیازش است ولی بدلیل همراهی ننمودن دیگر مالکان بلا استفاده و هدر میرود.این آب بدلیل اینکه زمینهایی را که پوشش میداده کاربری مسکونی شده دیگر بجز یک مالک که او هم استفاده ناچیز و غیر مطلوب داشته بهره برداری نمیشود شهرداری هم مدتی برای فضای سبز بهره میبرد که هم اکنون دیگر بدلیل حفر چاه استفاده نمینماید اگر این آب به زمینهای قابل کشت هدایت گردد سالانه در تولید نهال ودیگر تولیدات کشاورزی بسیار مؤثر واقع ومقداری از کمبود آب آنانرا تأمین خواهد نمود ضمنآ آلودگیهای غیر بهداشتی مسیر هم برطرف خواهد شد متولی این کار چه کسی و یا چه نهادی میتواند باشد موقعی که مالکان آن توانایی هزینه اولیه هدایت این سرمایه خدادی راندارند

شناسایی آپدیت غیرفعال‌کننده ویندوز۷های غیرقانونی

فارنت: پیش از این از برنامه شرکت مایکروسافت برای عرضه بروزرسان (آپدیت) جدید برای مقابله با ویندوز ۷ های جعلی خبرداده بودیم.(اینجا ببینید)
اکنون این گزینه به روزرسانی به گزینه‌های مهم بروزرسانی ویندوز۷ اضافه شده و مایکروسافت در پنجره به روزرسانی خود آن را جزو گزینه‌ای مهم بروزرسانی معرفی کرده است.
مایکروسافت از زمان عرضه ویندوز ویستا سرویس پک ۱ از سیستم فعال‌سازی  Genuineویندوز استفاده می‌کند که بصورت دائم بروز شده و از فعال‌شدن ویندوزهای غیرقانونی جلوگیری می‌کند.
فارنت استفاده از ویندوز قانونی را به شما توصیه می‌کند اما با توجه به تحریم‌های نامنصفانه برخی شرکت‌های آمریکایی و درصد کم استفاده از ویندوز قانونی برای در امان ماندن از این ترفند مایکروسافت و ادامه استفاده از ویندوز ۷ خود به کاربران توصیه می‌کند گزینه آپدیت ویندوز خود را از حالت بروزرسانی اتوماتیک به گزینه  Check for update but let me choose wetherto download and install them تغییر دهید تا بتوانید از آنچه که با عنوان بروزرسانی در ویندوز شما رخ می‌دهد آگاه باشید.
مایکروسافت پیش از این اعلام کرده است موفق به مسدود کردن بیش از ۷۰ نرم افزار شده است که توانسته بودند ویندوز ۷ را به صورت غیر قانونی اکتیو و فعال کنند.
نام گزینه بروزرسان ویندوز ۷ که برای غیرفعال کردن ویندوزهای غیرقانونی مایکروسافت آن را ارائه کرده است KB971033 است و جزو شش گزینه بروزرسان مهم است که مایکروسافت آن را توصیه می‌کند.
این گزینه از ۱۷ فوریه، ماه جاری میلادی حدودا یک هفته پیش به عنوان گزینه آپدیت در برنامه بروزرسان ویندوز ۷ قرار گرفته اما از روز ۱۶ فوریه بر روی سایت مایکروسافت قابل دسترسی بود.
مایکروسافت ادعا کرده است که هدف این آپدیت فقط شناسایی ویندوز ۷ های تقلبی نیست بلکه شناسایی کرک‌های آلوده به بدافزار (Malware) و اطلاع آن به کاربر نیز از جمله اهداف آن است.
اما اگر از بد روزگار گزینه آپدیت اتوماتیک در ویندوز شما تاکنون فعال بوده و این گزینه آپدیت نصب شود چه اتفاقی می‌افتد.
اگر ویندوز شما قانونی بوده باشد اتفاق خاصی نمی‌افتد اما اگر شما هم مانند قریب به اتفاق کاربران ایرانی از ویندوز غیرقانونی استفاده کرده باشید مایکروسافت پیامی مبنی بر غیرقانونی بودن ویندوز ۷ شما برایتان نمایش می‌دهد و از شما درخواست لایسنس قانونی این ویندوز را می‌کند.
نشانه بارز این حالت سیاه شدن پشت‌صفحه و نمایش پیامی مبنی بر اینکه “شما احتمالا قربانی استفاده از نرم‌افزارهای غیرقانونی و تقلبی هستید” است.
به هر حال امیدواریم روزی برسد تا با رفع تحریم‌های غیرمنصفانه علیه هموطنان ایرانی ما، کاربران ایرانی فرهنگ عدم استفاده از محصولات غیرقانونی و پایبندی به کپی‌رایت را نشان دهند.
به روزرسانی مطلب:
بعضا دوستان در قسمت نظرات عنوان می کنند که برای ما با نصب این آپدیت مشکلی پیش نیومده باید گفت که این به‌روزرسان از سوی مایکروسافت برای شناسایی ویندوز۷های جعلی و غیرقانونی ارائه شده و با در نظر گرفتن این مورد که مایکروسافت بیشتر برنامه‌های Activator ویندوز ۷ رو شناسایی کرده و بعد این بروزرسان رو عرضه کرده اما در عین حال نمیشه گفت توانایی این رو داره که تمام ویندوز۷های جعلی رو شناسایی بکنه.
خلاصه کلام اینکه کارکرد این بروزرسان در خصوص تمام ویندوز۷ ها یکسان نیست و بستگی به ویندوز ۷ شما و کرکی داره که براش استفاده کردید.
فارنت برای کمک کردن به قربانیان این به‌روزرسان! تمام نظراتی رو که برای کمک کردن ارائه شدن رو با تشکر از کاربران منتشر می‌کنه اما هیچ مسئولیتی رو در قبال برنامه‌های معرفی شده برعهده نمی‌گیره و توصیه می‌کنه قبل از نصب هر گونه کرک اون رو با یک آنتی‌ویروس به روز شده و مطمئن چک کنید.

تصاویر حیرت‌آور گوگل از بزرگترین گورستان هواپیماهای نظامی در جهان

به گزارش فارنت و به نقل از روزنامه دیلی‌تلگراف با انتشار تصاویر جدید و با کیفیت بالای ماهواره عکس‌برداری گوگل‌ارث گران‌ترین گورستان نظامی جهان که قیمت آن ۳۵ بیلیون دلار آمریکا برآورد شده است برای اولین بار رونمایی شد.
این محوطه حدودا ده هزار کیلومتر مربعی که با نام پایگاه هوایی “داویس‌مونتان” شناخته می‌شود خانه ابدی هزاران هواپیما و بالگرد و تجهیزات هوایی مستعمل و از رده خارج است که توسط ایالات متحده و متحدان این کشور از رده خارج شده‌اند.
این محوطه نظامی با قدمت ۶۰ سال که اندازه‌ای تقریبا برابر ۱۳۰۰ زمین فوتبال دارد در کویر تاسکون در ایالت آریزونا قرار دارد و محل گروه تعمیر و نگهداری و بازسازی تجهیزات هوایی شماره ۳۰۹ و تنها انبار هواپیماهای خارج از رده ایالات متحده است.
اکنون برای اولین بار عکس‌هایی حیرت‌آور و با کیفیت بالا از این محوطه که با نام گورستان ضایعات “Bonyard” شناخته می‌شود توسط برنامه گوگل‌ارث عرضه شده است.
از این پایگاه که در سال ۱۹۴۶ طراحی شده است به طور معمول برای استراحتگاه ابدی هزاران تجهیزات خارج از رده و مرکزی برای استفاده از قطعات مستعمل استفاده می‌شود.
در این پایگاه هواپیماهایی نظیر B-52، F14 Tomcats که در فیلم “Top Gun” استفاده شده بود و هواپیمای A-10 Thunderbolt دیده می‌شود.
برای دیدن تصویر باکیفیت و بزرگتر این گورستان نظامی بر روی عکس کلیک کنید و یا برای دیدن تصاویر این گورستان هواپیماهای نظامی به گوگل مپ بروید

کاسپراسکی محصول «خالص» خود را به بازار عرضه کرد

به گزارش فارنت و به نقل از پایگاه اینترنتی “Ghacks”  شرکت کاسپرسکی محصول جدید امنیتی خود به نام تجاری  Pureرا که در نمایشگاه سبیت آلمان معرفی کرده بود سرانجام راهی بازار کرد.
شاید یکی از دلایل عرضه این محصول از سوی شرکت روسی کاسپرسکی این است که شرکت‌هایی امنیتی مشابه مانند مک آفی، سایمانتک و حتی پاندا سکوریتی محصولاتی متفاوت از نسخه‌های همیشگی و برای جلب مشتریان بیشتر روانه بازار می‌کنند و کاسپرسکی نیز یک محصول متفاوت را برای کاربران دنیای اینترنت طراحی و تولید کرده است.
تا چندی پیش نسخه اینترنت سکوریتی گل سرسبد محصولات کاسپرسکی بود تا اینکه این شرکت Pure  را روانه بازار کرد و گویا گل سرسبد کاسپرسکی نیز دیگر “خالص” شده است.
مقایسه این محصول با سایر محصولات شرکت کاسپرسکی
از ویژگی‌های این محصول می توان به کنترل پیشرفته والدین بر دسترسی کودکان به اینترنت و قسمت‌های پیشرفته رمز عبور و کد گذاری و صفحه کلید مجازی اشاره کرد.
از دیگر برنامه‌های اضافه شده می توان به برنامه بهینه سازی و مرمت سیستم و بررسی سالم بودن سیستم از نظر نرم افزاری نیز نام برد.
حفاظت از اطلاعات هویتی،دیواره آتشین دوطرفه و سیستم رمز نگاری بسیار پیشرفته داده‌ها از دیگر امکانات اضافه شده است.
قیمت این محصول با اعتبار و یا لایسنس یکساله ۷۹٫۹۵ دلار آمریکا و برای ۳ رایانه در حدود ۱۰۰ دلار اعلام شده است.
بسیاری از ابزارهایی که دی این نسخه ارائه شده‌اند پیشتر به صورت ابزار رایگان و مستقل از سوی کاسپرسکی ارائه شده‌اند.
کاربران گرامی برای دانلود و بارگذاری نسخه آزمایشی و ۳۰ روزه این نرم افزار می توانند بر روی این لینک کلیک کنند.
لینک ویدیویی تبلیغاتی این محصول در یوتیوب

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و توصيه‌اش به صداوسيما !!

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين در توصيه‌اي به صداوسيما با بيان اين‌كه "نگاه صدا و سيما بايد به همه «مردم» و منافع کلي باشد"، اظهار كرد: عملکرد «جناحي» اعتماد عمومي را از رسانه ملي سلب مي‌کند.

وي ادامه داد: صدا و سيما اگر بخواهد موفق باشد، بايد سرلوحه کارش اين باشد که ملي باشد، يعني نگاهش به همه مردم باشد و به منافع کل نگاه کند. اين نقطه ضعف صدا و سيماست كه خدايي نکرده باندي شود و براي يک باند بخواهد کار کند. در اين صورت اعتماد مردم را از خود سلب مي‌کند؛ اگرچه در يک بخشي از جامعه ممکن است طرفداراني پيدا کند. اين عملکرد رسالت صدا و سيمايي که اصل اسمش رسانه ملي است، نيست.