صفحات

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

نگاه شبنم به شب

shabnamAzar

شبنم آذر
سکوتمان را کشتند
تنی را که با دهان به خیابان کشانده بودیم
دستی را
که سلاح سردمان بود
صدایمان را کشتند
 
نه
ما هیچ چیز را پنهان نکرده بودیم
نه در جیب ها
نه در مشت
نه در دهان خالی مان
 
تنها
چراغی می خواستیم
که تاریکی این بغض را روشن کند
 
دستی
که اشک هایمان را
به گوشه دستمالش
پس دوزی کند
 
کلامی که ناممان را به یاد آورد
 
نه
ما هیچ چیز را پنهان نکرده بودیم
 
سکوتمان را کشتند
حنجره ای را
که جهان کوچکمان بود
 
تکه نوری
که به گلویمان چسبیده بود؛صدایمان
صدایمان را کشتند
 
چقدر می توانیم صبور باشیم؟
تا دستی
که تنور جنگ را گرم می کند
روزی
در دهان صلح نان بگذارد
 
چقدر می توانیم صبور باشیم؟
برای مرده ها شمع بسوزانیم
و در دستهای زندگی
ها کنیم
 
صبرمان
صبرمان را کشتند
زیبایی سکوتمان را
 
نه
 
ما زیباییم
لبخند سرخی هستیم از زخم
برتن مرده جهان
 
گلی هستیم
که فردا
خواهد شکفت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دراين وب كه بنام وب همه عقايد هست هرگونه مطلبي از هر ديدگاهي درج ميگردد بر خوانندگان محترم واجب است همانطور كه هموطنان را با چهره ها و لباسهاي متفاوت و رنگارنگ مپذيريد تحمل ديگر عقايد را نموده تا اين ديدگاه در كل جامعه ايران نهادينه شده واز تنشها كاسته و آزادي آن نعمت خدادادي كه سالهاست درسياه چال دكانداران دين محبوس و ميليونها هموطن بمنظور پاسداشت و نجات آن ازدم تيغ جلادان گذشته تا به معناي واقعي يكسان و برابر براي همگان لحاظ تا جامعه متعالي گردد.
اين وب پذيراي نظرات شما براي از بين بردن تعصب و تقليد كوركورانه در جامعه است پايان شب سيه سپيده دم آزادي است.