وصیّت نامه ی وحشی بافقی
روزِ مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــیِ انــــگور کنیـــــد
مزدِ غـَسـّال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مستِ مست از همه جا حـــالِ خرابش بدهید
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــرِ میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
جایِ تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
روزِ مرگــم وسطِ سینهِ من چـــاک زنیـد
اندرونِ دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد
رویِ قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفــــت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
دراين وب كه بنام وب همه عقايد هست هرگونه مطلبي از هر ديدگاهي درج ميگردد بر خوانندگان محترم واجب است همانطور كه هموطنان را با چهره ها و لباسهاي متفاوت و رنگارنگ مپذيريد تحمل ديگر عقايد را نموده تا اين ديدگاه در كل جامعه ايران نهادينه شده واز تنشها كاسته و آزادي آن نعمت خدادادي كه سالهاست درسياه چال دكانداران دين محبوس و ميليونها هموطن بمنظور پاسداشت و نجات آن ازدم تيغ جلادان گذشته تا به معناي واقعي يكسان و برابر براي همگان لحاظ تا جامعه متعالي گردد.
اين وب پذيراي نظرات شما براي از بين بردن تعصب و تقليد كوركورانه در جامعه است پايان شب سيه سپيده دم آزادي است.